زمستان
در گوشه ی چشمش غمِ پنهانی داشت
یک سینه پر از هوای طوفانی داشت
گفتند بهار آمده از راه ولی ...
برروی کتش برف زمستانی داشت
2-
درسینه هوای تازه زندانی داشت
پک پنجره رو به آنچه می دانی داشت(یک پنجره روبه عشق پنهانی داشت )
برعکس توکه روسری گلدارت ...
سنگینی ِ یک سوز زمستانی داشت
نژادهاشمی
+ نوشته شده در جمعه هشتم دی ۱۳۹۱ ساعت 20:47 توسط دکتر سید مهدی نژادهاشمی
|
برگزیده چندین دوره جایزه ادبی طهران /چندین دوره نامزد کتاب سال ایران جایزه شعر خبرنگاران _جایزه شعر کتاب سال الوند