مرگ هم تدریجی و کم کم ندارد فایده
غصّه خوردن ای دل ِ تنگم ندارد فایده
پرسه در پس کوچه ماتم ندارد فایده
بارها گفتند امّا باورم هرگز نشد ...!
زندگی با خوب و بد، درهم ندارد فایده
درخودم تنها فرو رفتم درون باتلاق
دست و پای بیشتر در غم ندارد فایده
دل که خون باشد هزاران مرتبه روی مرا ...
شستن ِ در چاه زمزم هم ندارد فایده
باید از این درد تنها با تو، من خلوت کنم
حرف ِ دل در پیش نامحرم ندارد فایده
گفته بودی عاقبت می میری از دلتنگی ام
من به جایت روز و شب مُردم ندارد فایده
هرچه کردم تا فراموشت کنم... چشمان ِ تو
در خیالم می چکد ....نم نم – ندارد فایده
کِرم وقتی از درون پوسانده احساس ِ مرا
تکیه بر دیوار مستحکم ندارد فایده
آبرو داری از این پس خوب می داند دلم
پیش و روی عالم و آدم ندارد فایده
زهر می خواهم که یکباره فراموشت کنم
مرگ هم تدریجی و کم کم ندارد فایده
سید مهدی نژاد هاشمی
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 18:24 توسط دکتر سید مهدی نژادهاشمی
|
برگزیده چندین دوره جایزه ادبی طهران /چندین دوره نامزد کتاب سال ایران جایزه شعر خبرنگاران _جایزه شعر کتاب سال الوند