در پيله ات تكرار در تكرار دلتنگي
با سرنوشت اين درو ديوار مي جنگي
دنيا قفس دارد قفس هاي متحرك
بال و پرت را پس بگير از فصل بي رنگي
گاهي به سينه مي زني سنگ حماقت را
گاهي درون كوچه هاي پرت مي لنگي
حسرت ندارد آسمان وقتي نمي بارد
اشكي به روي دامنت يا لكه ي ننگي
باتو نبايد حرفي از احساس پر پر گفت
ديگر نخواهد زد به دل، همدردي ات چنگي
پيشاني ات گنجشكها را مي كشد تا مرگ
از من پرانده روح را از چند فرسنگي
يا رومي رومي و يا زنگي اگر باشي
من با تو هم كاسه نخواهم شد به يك رنگي
سيد مهدي نژادهاشمي
Normal
0
false
false
false
MicrosoftInternetExplorer4
/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:"Table Normal";
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-parent:"";
mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt;
mso-para-margin:0cm;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:10.0pt;
font-family:"Times New Roman";
mso-ansi-language:#0400;
mso-fareast-language:#0400;
mso-bidi-language:#0400;}
ابروي تو
محراب را ديوانه خواهد كرد
با خويشتن
دين مرا بيگانه خواهد كرد
از پشت
پرچين خيال و وسوسه چشمت
خون دل ِ
همسايه را پيمانه خواهد كرد
سنخيتي
ديوانه هارا با نصيحت نيست
دين تو
دنياي مرا ويرانه خواهد كرد
وقتي
نسيمت مي وزد اطراف اين ميدان
موي پريشان
هوس را شانه خواهد كرد
مثل درخت
بيد ، مجنون تو خواهم بود
برشانه
هايم آسمانت لانه خواهد كرد
پيله
نخواهم بافت ديگر دور احساسم
درد تو مي
دانم مرا پروانه خواهد كرد
يك روز
مرگم مي رسد از راه ، ديوانه
اين قصه
را بال و پرت افسانه خواهد كرد
مهدي
نژادهاشمي
Normal
0
false
false
false
MicrosoftInternetExplorer4
/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:"Table Normal";
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-parent:"";
mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt;
mso-para-margin:0cm;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:10.0pt;
font-family:"Times New Roman";
mso-ansi-language:#0400;
mso-fareast-language:#0400;
mso-bidi-language:#0400;}
در آبي نگاه تو عشق آسماني است
احساس باغ در هوست ارغواني است
شيرين تر از غزل به دلم مي شوي عسل
طعم لبت عصاره اي از جاوداني است
دل خوش نمي كنم به قضا وقدر ولي
مانند عشق آمدنت ناگهاني است
چشمان من به معجزه عادت نكرده است
عشق زميني ات چقدر آسماني است
هرچند عمر مي گذرد سرد و مرگبار
نام همين كه مي گذرد زندگاني است
وقتي كه آسمان قفس بي گلايگي است
مرگ پرنده بي برو برگرد آني است
مهدي نژادهاشمي
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 22:17 توسط دکتر سید مهدی نژادهاشمی
|