آدم برفی
سست است تار و پود دلم بی پناه تر
داری قشنگ می شوی از ماه ماه تر
کار خراب ِ چرخه ی گردون ِ ماه و سال
زیر سر ِ تو بوده و من افتضاح تر
هر کار می کنم بدم و قول می دهم
یک روز می شود بشوم سر به راه تر
حالا که دلخوشم به تو آرام می روی
غافل از این حوالی ِ بی اشک و آه – تر
گاهی شبیه آدم برفی ِ گوشه گیر
سردرگمم بدون تو بی سر پناه تر
حل کن درون قهوه ی چشمان ِ داغِ خود
من را شبیه خاطره ای دلبخواه تر
بر روی شانه های مه آلود کوهسار
از غصه آب می شومت بی گناه تر
سید مهدی نژاد هاشمی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۱ ساعت 22:42 توسط دکتر سید مهدی نژادهاشمی
|
برگزیده چندین دوره جایزه ادبی طهران /چندین دوره نامزد کتاب سال ایران جایزه شعر خبرنگاران _جایزه شعر کتاب سال الوند