هر طرف مي روم آنجا ته چاهست عزيز
تا ابد سهم من از عشق تو آه است عزیز
هر طرف می روم آنجا تَه ِ چاه است عزیز
دیگران از سر اجبار سلامی دارند...
حال و احوال تو انگار به راه است عزیز....!
دانه ای نیست میان ورقم می دانم
مرغ من خام غزلهای سیاه است عزیز
مهره ی مار مرا ابر گروگان برده
طالعم نیمه ی زندانی ماه است عزیز
نه پلنگم نه کبوتر نه عقابی آزاد
دام موهات مرا پشت و پناه است عزیز
بی تفاوت نرو از آن طرف پنجره ها....
چشم من زل زده بر نیمه ی راه است عزیز
خوب می شد اگر امروز دوچشمان ِ من ....
تا ابد ...ملتمس نیم نگاه است عزیز
فاصله بین من و توست خدا می داند ...!
بوسه از آن طرف راه ، مباح است عزیز
من هواخواه نفس در قفس چشم توام ...
عشق سر خورده که گفته است گناه است عزیز....!
سيد مهدي نژادهاشمي م-شوريده
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۰ ساعت 10:10 توسط دکتر سید مهدی نژادهاشمی
|
برگزیده چندین دوره جایزه ادبی طهران /چندین دوره نامزد کتاب سال ایران جایزه شعر خبرنگاران _جایزه شعر کتاب سال الوند