ای دل
با دشنه ی لب تشنه تکلم نکن ای دل
با مردم دیوانه تفاهم نکن ای دل
با عقل رفاقت کن و با ذهن پریشان
در مسئله ی عشق، تَزاحُم نکن ای دل
دیوار ترک دار زمین می خورد آخر
تکیه به هواخواهی مردم نکن ای دل
گرگی ست شبیخون زده بر گله ی میشی
هر صبح دم احساس ترنم نکن ای دل
با قصد هلاک تو به میدان زده ماتم
بر دشمن جان سخت ترحم نکن ای دل
در لحظه ی دیدار غم و درد لبم را
وادار به ابراز تبسم نکن ای دل
بگذار که مه رد شود از دامنه ی کوه
احساس خوشایند توهم نکن ای دل
دوران طلایی سپری گشته خودت را
با وسوسه بازیچه ی گندم نکن ای دل
وقتی که رسیدی به بلندای نگاهی
کوتاه بیا دست مرا گم نکن ای دل
#سیدمهدی_نژادهاشمی
#غزل_معاصر
#شعر_فارسی
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم دی ۱۴۰۴ ساعت 0:15 توسط دکتر سید مهدی نژادهاشمی
|
برگزیده چندین دوره جایزه ادبی طهران /چندین دوره نامزد کتاب سال ایران جایزه شعر خبرنگاران _جایزه شعر کتاب سال الوند